خبر دوم مربوط به شركت آلكاتل-‌لوسنت با معماري جديدش LigthRadio بود. اين معماري يا قابليت به كاربران شبكه امكان استفاده همزمان از شبكه‌هاي واي‌فاي و موبايل را مي‌دهد. يعني در يك موقعيت براساس اين‌كه كدام شبكه براي کاربر بهتر است و قوي‌تر عمل مي‌كند يا مثلاً آنتن‌دهي بهتري دارد، به طور خودكار توسط گوشي انتخاب شده و اتصال برقرار خواهد شد. به ادعاي اين شركت كاربران هميشه به اينترنت پرسرعت متصل خواهند بود و ديگر فرقي نمي‌كند كه از يك شبكه واي‌فاي اينترنت مي‌گيرند يا از 4G استفاده مي‌كنند.


خبر مهم سوم براي چيپ‌ست‌هاي بي‌سيم را اينتل رقم زد. اين شركت در كنفرانس Solid-State Circuits در سانفرانسيسكو نسل بعدي پردازنده‌هاي موبايل خود با نام Rosepoint را معرفي كرد كه مهم‌ترين قابليت آن‌ها افزوده شدن تراشه بي‌سيم به پردازنده موبايل است. يعني از اين پس در يك گوشي تلفن‌همراه يا هر دستگاه همراه ديگري كه از اين پردازنده استفاده مي‌شود خبري از تراشه مجزايي براي ارتباطات بي‌سيم و پروتكل 802.11 نخواهد بود. البته قبل از اينتل شركت شركت Qualcomm  روي پردازنده‌هاي S4 خود كه مبتني بر ARM هستند، تراشه‌هاي 3G/4G و WiFi را تعبيه كرده بود.

Q64_MMCX


از كنار هم چيدن اين سه خبر به راحتي مي‌توان فهميد كه صنعت شبكه‌هاي بي‌سيم و موبايل حداقل از نظر سخت‌افزاري در حال مجتمع‌شدن و ادغام با يكديگر است و به زودي شاهد تراشه‌هايي خواهيم بود كه از همه نوع ارتباطات بي‌سيم از واي‌فاي و بلوتوث گرفته تا 4G و NFC و GPS، پشتيباني مي‌كنند. همچنين در آينده‌اي نزديك شاهد اين خواهيم بود كه ديگر تراشه‌ مجزايي براي ارتباطات بي‌سيم وجود نداشته باشد و هر پردازنده دسكتاپ يا موبايل شامل قابليت‌هاي ارتباطي نيز باشد.  به نظر من اين اتفاق، مزايا و معايب خاص خودش را دارد. مجتمع‌سازي تمام استانداردهاي ارتباطي در يك تراشه به طور مسلم به كوچك‌تر شدن تجهيزات الكترونيكي و پايين آمدن وزن و اندازه كمك شاياني مي‌كند و باعث كاهش مصرف انرژي و افزايش طول عمر باتري‌ها خواهد شد. تعبيه‌كردن تراشه واي‌فاي يا 4G در پردازنده موبايل، سرعت را نيز دستخوش تغيير خواهد كرد و شاهد افزايش سرعت اتصال اين شبكه‌ها در دستگاه‌هاي همراه خواهيم بود.


 زيرا ارتباط پردازنده مركزي با تراشه بي‌سيم يك ارتباط داخلي مي‌شود و ديگر نيازي به مدارهاي واسط و درگاه‌هاي ارتباطي روي مادربورد براي ارتباط ميان تراشه بي‌سيم و پردازنده مركزي نيست. مزيت ديگر ادغام تراشه‌هاي ارتباطي، صرفه‌جويي مالي و هزينه تمام شده كمتر هم براي شركت‌ها و هم براي كاربران است كه در نتيجه آن مي‌توان اميدوار بود گوشي‌هاي موبايل، اسمارت‌فون‌ها و تبلت‌هاي ارزان‌تري وارد بازار شوند. 
اما مجتمع‌سازي و ادغام، آن هم از نوع فناورانه‌‌اش هميشه معايب و دردسرهايي نيز داشته است. در هنگام مجزا بودن تراشه‌هاي ارتباطي، توسعه و پيشرفت نرخ رشد بيشتري خواهد داشت و به روزرساني‌ها سريع‌تر انجام مي‌شوند. در نظر بگيريد كه استاندارد واي‌فاي جديدي منتشر شود. در اين صورت شما بايد منتظر بمانيد تا نسل جديد پردازنده‌هاي موبايل منتشر شود تا اين استاندارد در آن‌ها جايگزين شود. يك مثال عيني براي اين موضوع استاندارد جديد 802.11ac است كه هم‌اكنون روي برخي از محصولات قرار گرفته است اما هنوز شركت‌هاي بزرگي مانند اينتل نتوانسته‌اند محصولاتي مبتني بر آن را وارد بازار كنند.


مشكل ديگر امكانات، مشخصات و قابليت‌هاي شبكه‌هايي است كه مبتني بر تراشه‌هاي مجتمع شده راه‌اندازي خواهند شد. آيا كاربر شاهد همان كارايي و امكانات شبكه‌هاي واي‌فاي يا موبايل روي تراشه‌هاي مجزا خواهد بود؟ بعيد است كه جواب اين سؤال آري باشد. زيرا مجتمع‌سازي پيچيدگي‌ها و محدوديت‌هاي خاص خود را دارد و دست سازندگان تراشه‌ها را باز نمي‌گذارد تا قابليت‌هاي لازم را تعبيه و جاسازي كنند. به عنوان مثال آيا پردازنده‌هاي جديد موبايل مي‌توانند از فناوري‌هايي مانند MIMO نيز پشتيباني كنند و چندين آنتن براي دريافت و ارسال اطلاعات داشته باشند. موضوع آنتن‌هاي ارتباطي، خود چالش ديگر شركت‌هاي سازنده اين تراشه‌ها خواهد بود. زيرا براي فناوري‌هاي ارتباطي با برد كوتاه بايد از يك نوع آنتن با مشخصات خاص و براي شبكه‌هاي واي‌فاي يا سلولي موبايل از نوع ديگري آنتن استفاده كرد. با اين اوصاف، به نظر مي‌رسد دير يا زود شاهد تراشه‌هاي چند منظوره بي‌سيم و در ادامه پردازنده‌هاي مركزي با قابليت‌هاي ارتباطي بي‌سيم خواهيم بود. شركت‌هاي سازنده تراشه‌ها نيز در طول اين سال‌ها اثبات كرده‌اند كه به خوبي از پس چالش‌ها و محدوديت‌ها برآمده و در پياده‌سازي اهداف خود براي كسب سهم بيشتري از بازار و ارائه محصولات جديد مهارت دارند. اما بايد منتظر ماند تا مزايا و معايب حقيقي اين حركت را در عمل سنجيد و بررسي كرد.